تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، علاوه بر معادلات ژئوپلیتیک اروپا، زندگی اوکراینیهای ساکن خارج از کشور را نیز دگرگون کرد و بسیاری از جوامع مهاجر را که تا آن زمان پراکنده و کمنفوذ بودند، به شبکههایی فعال در عرصههای سیاسی، مدنی و بشردوستانه تبدیل کرد.
پژوهشی که در مجله مطالعات پناهندگان منتشر شده، این تحول را با تمرکز بر دیاسپورای اوکراینی در فرانسه و لهستان بررسی کرده است. این پژوهش میگوید که آغاز جنگ یک «بزنگاه انتقادی» بود و لحظهای که نهتنها موجب افزایش قابل توجه فعالیت اوکراینیهای خارج از کشور شد، بلکه جایگاه اجتماعی و قدرت اثرگذاری آنها را در کشورهای میزبان نیز تغییر داد.
شرایط اوکراینیها در لهستان و فرانسه پیش از جنگ بسیار تفاوت داشت. لهستان، همسایه غربی اوکراین، از سالها قبل میزبان صدها هزار کارگر مهاجر اوکراینی بود. با آغاز تهاجم روسیه و ورود نزدیک به یک میلیون مهاجر جنگی، این کشور به یکی از مهمترین مراکز پذیرش پناهجویان و ارسال کمک به اوکراین تبدیل شد. تجربه تاریخی لهستان در مواجهه با سلطه روسیه نیز سبب شد حمایت از اوکراین از همان ابتدا در میان بخشی بزرگ از جامعه و جریانهای سیاسی این کشور گسترده باشد.
در فرانسه اما وضعیت متفاوت بود. جامعه اوکراینی تا پیش از فوریه ۲۰۲۲ نسبتاً کوچک و کمنفوذ بود و حضور دیاسپورای قدیمیتر و قدرتمندتر روسیه نیز بیشتر به چشم میآمد. در فضای سیاسی فرانسه هم درباره نوع رابطه با مسکو اتفاق نظر چندانی وجود نداشت و نگاه احزاب چپ و راست به روسیه یکسان نبود.
جنگ این وضعیت را به سرعت تغییر داد. شمار انجمنهای اوکراینی در فرانسه در مدتی کوتاه دو برابر شد. پزشکان، دانشجویان، کارگران و دیگر شهروندان اوکراینی، چه در شهرهای بزرگ و چه در مناطق کوچکتر، به شبکههایی پیوستند که کارشان از جمعآوری کمک و اسکان مهاجران تازهوارد تا اطلاعرسانی درباره جنگ و ارتباط با رسانهها و سیاستمداران را دربر میگرفت.
تجربه یورومیدان به کمک دیاسپورا آمد
ریشه این سازماندهی را در اعتراضات «یورومیدان» در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ میتوان جستوجو کرد. در آن دوره، شبکهای از فعالان اوکراینی در کشورهای مختلف اروپا شکل گرفته بود که تجربه برگزاری تجمع، جمعآوری کمک و بسیج افکار عمومی را داشتند. با آغاز جنگ، همین تجربه و ارتباطات قبلی دوباره فعال شد.
در لهستان، سازمانهای موجود دامنه فعالیت خود را به سرعت گسترش دادند. آنها علاوه بر کمک به مهاجران تازهوارد، برای حمایت نظامی و سیاسی از اوکراین، بستن حریم هوایی این کشور و تسریع روند عضویت آن در اتحادیه اروپا لابی کردند. برخی از این نهادها عملاً به مرکزی برای راهنمایی مهاجران تبدیل شدند و نقشی شبیه یک «سفارت غیررسمی» را برعهده گرفتند.
در فرانسه نیز فعالان اوکراینی حضور خود را در رسانهها و فضای سیاسی پررنگتر کردند. یکی از نتایج این فعالیتها، پیشبرد بحث به رسمیت شناختن قحطی بزرگ اوکراین (هولودومور) به عنوان نسلکشی در پارلمان فرانسه بود. برخی از فعالان نقش خود در اروپا را «جبهه سوم جنگ» توصیف میکردند. جبههای دور از میدان نبرد که وظیفهاش حفظ حمایت افکار عمومی و ایجاد ارتباط میان اوکراین و جامعه مدنی اروپا بود.
جنگ هویت اوکراینی را هم تغییر داد
تحول دیاسپورا فقط به افزایش فعالیت سیاسی و بشردوستانه محدود نماند و بر نحوه تعریف هویت اوکراینی در خارج از کشور نیز اثر گذاشت. برای نمونه، شماری از مهاجرانی که پیش از جنگ در زندگی روزمره روسی صحبت میکردند، آگاهانه به استفاده از زبان اوکراینی روی آوردند. زبان، پرچم و دیگر نمادهای ملی بیش از گذشته وارد زندگی روزمره شدند و به راهی برای اعلام تعلق به اوکراین تبدیل شدند.
البته این همبستگی بدون تنش نبود. پررنگتر شدن هویت ملی گاهی فشارهایی بر مهاجران تازهوارد ایجاد میکرد تا خود را با تعریف غالب از «اوکراینی بودن» هماهنگ کنند.
در کنار این تحولات درونی، مقابله با روایتهای روسیه به یکی از مهمترین فعالیتهای دیاسپورا تبدیل شد. فعالان تلاش کردند علاوه بر انتشار اطلاعات درباره جنگ، برداشت جامعه میزبان از تاریخ اوکراین و رابطه آن با روسیه را نیز تغییر دهند. یکی از اصلیترین پیامهای آنها این بود که جنگ فقط مسئله اوکراین نیست و دفاع از این کشور، به دفاع از امنیت و ارزشهای دموکراتیک در اروپا گره خورده است.
آیا این همبستگی دوام میآورد؟
با طولانی شدن جنگ، حفظ این سطح از فعالیت دشوارتر شده است. منابع مالی محدودتر شدهاند، بسیاری از داوطلبان پس از ماهها و سالها فعالیت مستمر با خستگی و فرسودگی روبهرو شدهاند و موج همبستگی عمومی که در نخستین ماههای جنگ در اروپا شکل گرفت، دیگر شدت اولیه را ندارد.
اما نمیتوانیم منکر این شویم که حمله روسیه ساختار دیاسپورای اوکراینی در اروپا را به شکلی اساسی تغییر داده است. جوامعی که پیشتر بیشتر حول مهاجرت، فرهنگ و روابط اجتماعی شکل گرفته بودند، اکنون به شبکههایی فراملی تبدیل شدهاند که میتوانند بر رسانهها، افکار عمومی و حتی سیاست کشورهای میزبان اثر بگذارند.
این شبکهها ممکن است پس از پایان جنگ نیز اهمیت خود را از دست ندهند. تجربه سازماندهی، ارتباط با نهادهای اروپایی و سرمایه اجتماعی ایجادشده در کشورهایی مانند فرانسه و لهستان میتواند در آینده، از بازسازی اوکراین گرفته تا رابطه این کشور با اتحادیه اروپا، نقشی مهم داشته باشد. بنابراین یکی از پیامدهای ماندگار جنگ، شکلگیری دیاسپورایی است که بیش از هر زمان دیگری خود را یک بازیگر سیاسی و اجتماعی میداند.
منبع:
Diaspora at war: mobilization of the Ukrainian diaspora in the first 2 years of the Russian full-scale invasion





