یک توهین کافی بود تا یکی از مهمترین جنبشهای اعتراضی نسل جوان هند در سالهای اخیر شکل بگیرد. در ماه مه ۲۰۲۶، سوریا کانت، رئیس دیوان عالی هند، در اظهارنظری تحقیرآمیز جوانان بیکار این کشور را که در شبکههای اجتماعی از وضعیت موجود شکایت میکنند، «سوسک» خواند. واکنش نسل زد اما با آنچه احتمالا از چنین توهینی انتظار میرفت متفاوت بود. آنها این واژه را تصاحب و به نماد اعتراض خود تبدیل کردند.
اندکی بعد، ابهیجیت دیپکه، دانشجوی هندی ساکن بوستون، صفحهای طنزآمیز در اینستاگرام با عنوان «حزب مردم سوسک» یا Cockroach Janata Party راه انداخت. صفحهای که با استفاده از میم، ویدئوهای طنز و زبانی بیپروا، واژگانی سیاسی و متفاوت برای نسلی ساخت که بخشی بزرگ از زندگی اجتماعی و سیاسی خود را در فضای آنلاین تجربه میکند. بر اساس گزارش مجله تایم، این صفحه با سرعتی چشمگیر رشد کرد و شمار دنبالکنندگان آن به حدود ۲۰ میلیون نفر رسید.
اما پشت این شوخی سیاسی، بحرانی جدی در نظام آموزشی و بازار کار قرار داشت که فراتر از سوسک خواندن جوانان، خشم آنها را برانگیخته بود.
جرقه اصلی اعتراضات به آزمون سراسری ورود به دانشکدههای پزشکی، NEET، بازمیگشت. بیش از دو میلیون دانشجو در این آزمون شرکت کرده بودند، اما افشای سؤالات، لغو آزمون و تصمیم دولت برای برگزاری دوباره آن، خشم دانشجویانی را برانگیخت که سالها برای عبور از یکی از دشوارترین مسیرهای ورود به آموزش عالی هند تلاش کرده بودند.
اعتراض به بینظمی در برگزاری آزمون خیلی زود به مطالبهای بزرگتر تبدیل شد: اصلاح نظام آموزشی، پاسخگویی نهادهای دولتی و استعفای وزیر آموزش.
آنچه ابتدا در قالب میم و ویدئوهای طنز جریان داشت، در اواخر ژوئن وارد خیابان شد. سونام وانگچوک، فعال و چهره شناختهشده حوزه آموزش، همراه با گروهی از رهبران دانشجویی از جمله نها بورا، اعتصاب غذا را آغاز کردند. یکی از مطالبات اصلی آنها استعفای وزیر آموزش بود.
نقطه عطف اعتراضات اما ۲۰ ژوئیه رقم خورد. تجمعی در جانتار مانتار دهلی نو با دخالت خشونتآمیز پلیس روبهرو شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشکآور و گلولههای ساچمهای استفاده کردند و صدها نفر زخمی شدند. دولت همچنین به محدودیت اینترنت متوسل شد. اما سرکوب نتیجه معکوس داد.
در روزهای بعد، صدها هزار نفر در شهرهای مختلف هند به حمایت از دانشجویان به خیابان آمدند و تجمعهایی در خارج از هند نیز در همبستگی با معترضان شکل گرفت. دامنه اعتراض دیگر به دانشجویان پزشکی یا حتی نسل زد محدود نبود. والدین، شهروندان مسنتر و گروههای مختلف اجتماعی به آن پیوستند.
سرانجام در ۲۵ ژوئیه، دارمندرا پرادان، وزیر آموزش هند، استعفا کرد و یامینی آیار، استاد دانشگاه براون، در تحلیلی برای مجله تایم نوشته است که دولت نارندرا مودی در بیش از یک دهه حکومت خود سابقه نداشت وزیری را در نتیجه مستقیم فشار خیابانی برکنار کند.
بحران آزمون پزشکی درواقع شکاف میان رشد اقتصادی هند و آینده نسل جوان این کشور را نمایان کرد. هند اغلب به عنوان یکی از قدرتهای اقتصادی نوظهور جهان معرفی میشود و جمعیت جوان آن یکی از مهمترین مزیتهای جمعیتی کشور به شمار میرود. نزدیک به دو سوم جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری هند کمتر از ۳۵ سال دارند. با این حال، فرصتهای اقتصادی متناسب با این جمعیت هنوز ایجاد نشده است.
بر اساس آماری که تایم در گزارش خود آورده، حدود ۴۰ درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی زیر ۲۵ سال بیکارند. در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۳ نیز سالانه حدود پنج میلیون نفر از دانشگاههای هند فارغالتحصیل شدهاند، اما تنها حدود ۱.۷ میلیون نفر توانستهاند شغلی با حقوق ثابت پیدا کنند.
بنابراین آزمونهای رقابتی ورود به رشتههایی مانند پزشکی، مهندسی و حقوق برای میلیونها خانواده هندی، یکی از معدود مسیرهای باقیمانده برای دستیابی به امنیت اقتصادی و صعود اجتماعی محسوب میشوند.
خانوادهها گاه از سالهای نخست کودکی هزینههایی سنگین برای کلاسهای خصوصی و مؤسسات آمادگی آزمون پرداخت میکنند. بنابراین افشای سؤالات آزمون خشم معترضان را برانگیخت و اعتماد به نظامی که ادعا میکرد موفقیت را بر اساس شایستگی توزیع میکند، مخدوش کرد.
عبور از شکافهای مذهبی
اما شاید مهمترین ویژگی «جنبش سوسکها» ترکیب اجتماعی آن باشد. آنوآ وارکی، پژوهشگر علوم اجتماعی، در تحلیلی برای The Conversation مینویسد یکی از برجستهترین جنبههای اعتراضات، توانایی آن در کنار هم قرار دادن افرادی از شکافهای عمیق مذهبی، سیاسی و اجتماعی هند بوده است.
در محل تجمع، غذا میان معترضان توزیع میشد، خدمات پزشکی و حقوقی رایگان در دسترس بود و عبادتگاهها شبها درهای خود را برای کسانی که به پناهگاه نیاز داشتند باز نگه میداشتند. زنان نیز از احساس امنیت در محل اعتراض، حتی در ساعات نیمهشب، سخن گفتهاند. تجربهای قابل توجه در شهری مانند دهلی که برای زنان ناامن است.
به همین سبب موضوعاتی که سالها سیاست هند را حول هویت مذهبی قطبی کردهاند، جای خود را به مسائلی ملموستر دادند: آموزش، بیکاری، افزایش قیمتها و هزینه زندگی.
شعارهایی مانند «وقتی مودی میترسد، سراغ هندو و مسلمان میرود» یا تأکید بر اتحاد هندوها و مسلمانان، مستقیما یکی از مهمترین مسائل سیاست هند را در سالهای اخیر هدف قرار میدادند.
پیش از این نیز در اعتراضات علیه قانون اصلاح شهروندی در سال ۲۰۱۹ شعارهایی مشابه شنیده شده بود. تفاوت این بار اما در پایگاه اجتماعی معترضان بود. بسیاری از جوانانی که به خیابان آمده بودند هندو بودند و برخی حتی از همان بخشهایی از جامعه میآمدند که پیشتر بخشی از پایگاه انتخاباتی حزب بهاراتیا جاناتا، حزب نارندرا مودی، محسوب میشدند.
سیاست بدون حزب
جنبش «سوسکها» ویژگی دیگری نیز دارد که آن را به بسیاری از جنبشهای اعتراضی نسل جدید نزدیک میکند: فاصله گرفتن از احزاب سیاسی رسمی.
حزب کنگره ملی هند پیش از شکلگیری CJP درباره افشای سؤالات آزمون اعتراض کرده بود، اما نتوانست بسیجی مشابه ایجاد کند. دو جنبش بزرگ دیگر سالهای اخیر هند، اعتراضات علیه قانون شهروندی و اعتراض کشاورزان، نیز تا حد زیادی کوشیده بودند استقلال خود را از احزاب حفظ کنند.
این مسئله در عین حال یک تناقض مهم را آشکار میکند. جامعه همچنان خواهان پاسخگویی سیاسی است، اما بخشی از آن دیگر احزاب، پارلمان و حتی انتخابات را مؤثرترین مسیر دستیابی به این پاسخگویی نمیبیند. بنابراین خیابان و شبکههای اجتماعی به محل تازهای برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شدهاند.
برای نسل زد هند، طنز نیز بخشی از همین سیاست است و میمها، شوخیها و زبان عامیانه در این جنبش خود به ابزار سیاست تبدیل شدند. واژهای که برای تحقیر جوانان ساخته شده بود، در فاصله چند هفته به هویتی جمعی بدل شد.
«سوسکها» و آینده دموکراسی هند
استعفای وزیر آموزش یک پیروزی قابل اندازهگیری برای معترضان بود، اما پایان بحران را نشان نمیدهد. دولت وعده تشکیل کمیتههایی برای بررسی مشکلات و ایجاد دادگاههای ویژه داده است، در حالی که این اقدامات به مسائل ساختاری نظام آموزشی، بیکاری جوانان و کاهش اعتماد به نهادهای عمومی پاسخ نمیدهد.
همزمان گزارشهایی از ادامه برخورد با فعالان و معترضان، چه در خیابان و چه در فضای آنلاین، منتشر شده است. به همین سبب هنوز روشن نیست جنبشی که با یک آزمون و یک توهین آغاز شد، میتواند به سازمانی پایدار برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی تبدیل شود یا نه.
با این حال، با نگاهی به «جنبش سوسکها» میبینیم که سیاست برای نسل جدید لزوما از حزب، رهبر یا ایدئولوژی آغاز نمیشود. ممکن است از یک صفحه اینستاگرام، یک میم یا حتی یک توهین آغاز شود و سپس حول تجربهای مشترک از بیعدالتی شکل بگیرد.
شاید مهمترین دستاورد اعتراضات نیز همین باشد. جوانانی که «سوسک» خوانده شدند، برچسب تحقیرآمیز را به نشانهای از همبستگی تبدیل کردند و برای مدتی شکافهایی را که سیاست هند سالها بر آنها سرمایهگذاری کرده بود، کنار زدند. آنها نشان دادند مطالباتی مانند آموزش عادلانه، شغل و پاسخگویی حکومت میتواند هویتهای مذهبی و سیاسی را پشت سر بگذارد و زبانی مشترک بسازد.
و همانطور که یامینی آیار در پایان تحلیل خود نوشته است، استعارهای که با هدف تحقیر جوانان ساخته شد، معنای دیگری پیدا کرده است: «سوسکها، بالاخره، به این راحتی از بین نمیروند.»





