ظرفیتها، چالشها و توصیهها
دیاسپورای ایرانی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از عرصه های اصلی کنش سیاسی، مدنی، رسانهای و حقوق بشری در خارج از مرزهای ایران تبدیل شده است. ایرانیان خارج از کشور طی چهار دهه گذشته در زمینه اطلاع رسانی درباره سرکوبها، دادخواهی، مستندسازی نقض حقوق بشر و رساندن صدای جامعه داخل به نهادهای بینالمللی فعال بودهاند.
دیاسپورای ایرانی به دلیل نحوه شکلگیری تاریخی خود، از موجهای متمایز مهاجرتی و تبعیدی تشکیل شده است که هر یک حافظه سیاسی، ویژگیهای اجتماعی و زبان کنشگری متفاوت را به همراه آوردهاند.
گزارش پژوهشی «دیاسپورای ایرانی و امکان کنش دموکراتیک» که با کوشش کنشآکادمی تهیه و تدوین شده است، با مرور این مسیر تاریخی، ظرفیتهای ایرانیان خارج از کشور را بررسی میکند. این ظرفیتها شامل سرمایههای انسانی تخصصی، دسترسی به فضای آزاد رسانه ای و سیاسی، ارتباط با نهادها و پارلمانهای بینالمللی و توانایی ائتلاف سازی فراملی است. البته وجود این منابع به خودی خود تضمین کننده اثرگذاری پایدار نیست و تبدیل توان بالقوه به حاصل بالفعل، نیازمند سازمان یابی منسجم است.
این پژوهش همچنین به آسیبشناسی دیاسپورا میپردازد. برای مثال بحران نمایندگی و سخن گفتن از جانب کل جامعه ایران، ضعف نهادسازی و حکمرانی دموکراتیک، شکافهای ایدئولوژیک و قطبیسازی، از جمله این مشکلات هستند. همچنین ناهمگونی اولویتها میان فعالان خارج و معترضین داخل کشور و فشارهای ناشی از سرکوب و نفوذ فرامرزی، از موانع اصلی در مسیر شکلگیری همکاریهای پایدار شناخته شدهاند.
برای عبور از این بنبستها، گزارش مجموعهای از اصول استراتژيک و توصیههای اجرایی را برای ذینفعان مختلف ارائه میکند. دیاسپورا نباید خود را جایگزین نیروها و فرایندهای داخل ایران بداند، بلکه باید نقش پشتیبان، تسهیلگر و شبکهساز داشته باشد. علاوه بر این، توصیههایی عملیاتی برای تقویت شفافیت مالی، گذار از فردمحوری به سوی نهادسازی، بالا بردن استانداردهای حرفهای در رسانههای فارسیزبان و ایجاد سازوکارهای میانجیگری و مدیریت اختلاف مطرح شده است.
این گزارش را میتوانید به صورت رایگان دریافت کنید.








