زنان از کجای تاریخ به مبارزه برخاستند و به کجا می‌روند؟

روز جهانی زن

پاریس در اواخر قرن هجدهم، شهری بود که در هر گوشه آن بحثی درباره تغییرات ساختار اجتماعی و سیاسی در می‌گرفت. کافه‌ها را شعارهای آزادی و برابری و پر کرده بودند. در همین زمان بود که نخستین اعلامیه حقوق زنان به دست «المپ دوگوژ» نوشته شد. او باور داشت که حقوق اساسی آدم‌ها باید همه افراد جامعه را دربرگیرد و همان جنبش امروز همچنان در حال مبارزه است با این تفاوت که مفاهیم مدام در حال بازتعریف شدن هستند و بر اساس لایه‌های پیچیده زندگی مدرن امروز تغییر می‌کنند. 

امروز ۸ مارچ روز جهانی زن است. بانک جهانی در گزارش‌های سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ اش می‌گوید که زنان در سطح جهان به طور میانگین تنها از ۶۴ درصد حقوق قانونی مردان بهره‌مندند. این آمار با بررسی قوانینی مانند جابجایی، محیط کار، دستمزد، ازدواج، بچه‌داری، کارآفرینی، دارایی و بازنشستگی به دست آمده است. در حال حاضر هیچ کشوری در جهان برابری کامل حقوقی را فراهم نکرده است و تنها ۴ درصد از زنان در کشورهایی زندگی می‌کنند که به برابری قانونی نزدیک هستند.

به مناسبت روز جهانی زن در این مطلب قرار است سفر کنیم به تکامل تاریخی مسیر فمینیسم در جهان و البته تحولات معاصر آن. همه ما می‌دانیم که هدف فمینیسم این است که مرز نقش‌های سنتی جنسیتی را کمرنگ کند و از بین ببرد و از زنان برای حقوق برابر دفاع کنند اما این مطالبه در طول تاریخ مراحل مختلفی داشته است که می‌توانیم آن‌ها را در ۴ موج خلاصه کنیم که هرکدام از این موج‌ها، بخشی از ساختارهای نابرابری را با انگیزه به وجود آوردن فضایی عادلانه هدف قرار دادند.

موج اول فمینیسم با مطالبه برای حقوق قانونی برابر آغاز شد و در موج دوم مطالباتی مثل آموزش، برابری در محل کار و حقوق باروری مطرح شد. موج سوم با مطرح کردن مفهوم اینترسکشنالیتی و تفاوت قائل شدن بین تجربه‌های زیسته متفاوت ظهور کرد و اکنون که در موج چهارم قرار داریم، فمینیسم دیجیتال است که بیش از هرچیزی این موج را هدایت می‌کند. 

فمینیسم چیزی جز مبارزه برای حقوق برابر نیست ولی بار منفی کلمه و برداشت اشتباه از آن سبب شده است تا بسیاری از افراد از این جنبش اعلام برائت کنند و بگویند که فمینیست نیستند. با این‌حال این جنبش به مسیر خودش ادامه می‌دهد و تا امروز دستاوردهای بسیاری داشته است. دستاوردهایی مثل حقوق مدنی برابر، دستمزد برابر، حقوق باروری، مبارزه با آزار جنسی و همبستگی جهانی با تبعیض جنسیتی در سراسر جهان، به خصوص جوامعی که هنوز سیستم مردسالار بر آن‌ها حاکم است.

نگاه انداختن به تاریخ جنبش‌های زنان به ما امکان می‌دهد که با درس گرفتن از مسیر گذشته، آزمون و خطاها، پیروزی‌ها و شکست‌ها، به طور موثرتری از زنان و حقوق‌شان دفاع کنیم. 

موج اول: آگاهی بیدار می‌شود

موج اول فمینیسم که از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، تمرکز اصلی خود را بر مطالبه برای حقوق قانونی قرار داد. این موج در سال ۱۹۴۸ و با تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل به اوج رسید. این اعلامیه در اصل اول و دوم خود می‌گوید که تمام انسان‌ها با یکدیگر برابرند و بدون هیچ‌گونه تمایزی سزاوار برخورداری از آزادی هستند. در همین دوران پیشگامانی مانند سوزان بی. آنتونی در ایالات متحده، با جنبش حق رای توانستند قوانین را تغییر دهند و فضایی به وجود آورند که زنان بتوانند در سرنوشت سیاسی کشورشان سهیم باشند.

موج دوم: برابری نباید محدود باشد

با گذر زمان، مطالبات از صندوق‌های رای فراتر رفت. در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، موج دوم فمینیسم به رهبری چهره‌هایی چون گلوریا استاینم، موضوعات جدیدی را به بحث‌های عمومی کشاند. آن‌ها بر این باور بودند که برابری باید در آموزش، محیط کار و حقوق باروری نیز متجلی شود. ادبیات این دوره آیینه‌ای برای بیداری آگاهی زنان بود. آثاری مانند «غرور و تعصب» و «آن شرلی در گرین گیبلز» شخصیت‌هایی را به تصویر کشیدند که علیه سیستم‌های مردسالار شورش می‌کردند و به دنبال استقلال بودند. گفتمان غالب این دوره از فمنیسم این بود که توانایی عقلانی انسان‌ها ارتباطی به جنسیت آن‌ها ندارد.

موج سوم: رنج زنان متفاوت است

در دهه ۱۹۹۰، مفهوم اینترسکشنالیتی متولد شد و موج سوم فمینیسم را به وجود آورد. متفکرانی مانند کیمبرلی کرنشاو این دغدغه را مطرح کردند که تجربیات زنان یکسان نیست و باید به پیشینه و تجربه زیسته هرکسی متفاوت نگاه کرد. آن‌ها معتقد بودند جنبش‌های گذشته عمدتا دغدغه‌های زنان سفیدپوست طبقه متوسط در جهان غرب را در نظر می‌گرفتند و مسائل زنان رنگین‌پوست یا طبقه کارگر را نادیده گرفتند. این مرحله از جنبش تلاش کرد تا تنوع و فراگیری را به هسته اصلی فعالیت‌های خود تبدیل کند.

موج چهارم: هر کاربر، یک فمینیست

امروز ما در میانه موج چهارم قرار داریم. ویژگی اصلی این دوره، پیوند ناگسستنی آن با فناوری و رسانه‌های اجتماعی است. ابزارهای دیجیتال به زنان اجازه داده‌اند تا پیام‌های خود را با سرعتی بی‌سابقه منتشر کنند و از طریق شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های مختلف، گفتمان‌های فمینیستی را از فضای روشنفکری به لایه‌های مختلف جامعه ببرند. مقلا جنبش‌ «می تو» در سال ۲۰۱۷ نمونه‌ای از قدرت این ابزارها در شکستن سکوت پیرامون آزار و اذیت‌های سیستماتیک بود. مجله تایم در آن سال فعالانی را که علیه سوءاستفاده‌های جنسی سخن گفتند، به عنوان چهره‌های سال معرفی کرد.

مفهوم فمینیسم در فضای مجازی با واکنش‌های متضادی همراه است. بخشی از این تنش‌ها ناشی از این باور است که چون قوانین فعلی از حقوق شهروندان حمایت می‌کنند، دیگر نیازی به جنبش‌های حق‌طلبانه نیست. اما باید توجه داشت که این نگاه تفاوت‌های ساختاری و مسئولیت‌های نابرابری را که جامعه بر دوش زنان می‌گذارد، نادیده می‌گیرد.

ریشه این اختلافات را می‌توان در درک نادرست از اهداف برابری پیدا کرد. فمینیسم به دنبال دشمنی با مردان نیست و هدفی جز ایجاد روابط عادلانه در کار و زندگی ندارد. درواقع آزادی مردان نیز با حقوق زنان گره خورده است، چرا که مردان هم از نقش‌های جنسیتی سنتی و کلیشه‌های تحمیلی آسیب می‌بینند. با این حال دعواهای فضای مجازی با این‌که تنش را بیشتر می‌کنند، اما اگر به دیده مثبت به آن‌ها بنگریم نهایتا باعث آگاه‌سازی و ریشه‌یابی مشکلات نابرابری جنسیتی می‌شوند. 

آینده چطور به نظر می‌رسد؟

در گزارش «آینده فمینیسم» (The Future of Feminism) که توسط گروه رسانه‌ای وایس (VICE Media Group) در سال ۲۰۲۳ منتشر شده، آمده که ساختار جنبش فمینیستی در حال گذار به سمتی است که در آن شمول‌گرایی و تقاطع‌گرایی به مرکز فعالیت‌ها تبدیل می‌شود. این گزارش می‌گوید که مطالبه ۸۲ درصد از زنان بازنمایی گروه‌های متنوع از جمله زنان رنگین‌پوست و افراد با پیشینه‌های اقتصادی متفاوت است. همچنین ۵۱ درصد از پاسخ‌دهندگان می‌گویند که فمینیسم باید به دنبال آزادی‌های برابر برای تمامی هویت‌های جنسیتی، شامل افراد ترنس‌جندر و نان‌باینری، باشد. 

تعریف جامعه از جنسیت در حال حرکت از قالب‌های سنتی به سوی بیان فردی و درونی است. یافته‌ها حکایت از آن دارد که پنجاه و سه درصد از جوانان، زنانگی را انتخابی فردی تلقی می‌کنند و نه یک وضعیت بیولوژیکی ثابت. این نگرش راه را برای آینده‌ای هموار می‌کند که در آن پنجاه و پنج درصد از مردم جامعه‌ای را متصور هستند که در آن هیچ جنسیتی بر دیگری رهبری نمی‌کند و هویت‌ها بر اساس ارزش‌های انسانی سنجیده می‌شوند. با وجود چالش‌های ناشی از سیاسی شدن مفاهیم، ۸۱ درصد از نسل جدید نسبت به تحقق نهایی برابری جنسیتی در آینده ابراز خوش‌بینی می‌کنند.

در همین حال جنبش در گوشه دیگری از دنیا، یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا به طوری متفاوت پیش می‌رود و می‌توانیم بگوییم که در حال رفتن به سوی رویکردی ریشه‌دار و دموکراتیک است که در آن حقوق زنان را نه یک موضوع مجزا، بلکه بخشی از مبارزه برای عدالت اجتماعی در حالت کلی می‌بیند. در دهه‌های گذشته در این منطقه قوانین بر ساختارهای شرعی متمرکزند و حاکمان اقتدارگرا از اعطای قطره‌چکانی حقوق به زنان به عنوان ابزاری برای کسب مشروعیت بین‌المللی و سرکوب مخالفان سیاسی استفاده کردند. 

نسل تازه کنشگران با تکیه بر «فمینیسم دموکراتیک»، شهروندی برابر را خواهانند و از دوقطبی‌های سنتی میان سکولاریسم و مذهب عبور کرده‌اند. این جریان برابری جنسیتی را به مطالبه‌ای فراگیر و از پایین به بالا تبدیل کرده است که در آن همبستگی زنان با پیشینه‌های مختلف، مانند آنچه در جنبش زن، زندگی، آزادی سال ۲۰۲۲ در ایران مشاهده شد، بسیار پررنگ است. فمینیسم در اکثر نقاط خاورمیانه، با دموکراسی‌خواهی گره خورده است و رهایی زنان در گروه مبارزه برای کل جامعه است و نه فقط زنان.

مسیر تکامل فمینیسم، مسیری پر پیچ و خم از تاب‌آوری و تغییر است. این مسیر نشان‌دهنده بیداری جمعی نه فقط برای زنان، بلکه برای کل جامعه بشری است. آینده این جنبش با امید و اراده گره خورده است. فمینیسم یک آرمان جهانی است که وعده دنیایی عادلانه‌تر را می‌دهد و در تلاش است تا هیچ‌گروهی در این مبارزه نادیده گرفته نشود. فمیسنیسم امروز در پی بازآفرینی دنیایی است که در آن برابری یک واقعیت ملموس در زندگی روزمره تمام انسان‌ها باشد. این سفری است که همه اعضای جامعه باید به طور مشترک در آن گام بردارند تا فردایی روشن‌تر رقم بخورد. 

روز جهانی زن مبارک!

منابع:

تاریخ جهانی فمینیسم (۲۰۲۳) لوسی دلاپ.

جنس دوم (۱۹۴۹) سیمون دوبووار.

VICE Media Group (2023)

درهمین زمینه

گزارش عملکرد

گزارش‌نویسی و سنجش اثربخشی در نهادهای جامعه مدنی چه اهمیتی دارد؟

به‌بهانه گزارش عملکرد دوساله شبکه ملی مؤسسات نیکوکاری  گزارش‌نویسی روشی برای اطلاع‌رسانی درباره رویدادها و فعالیت‌های گذشته به مخاطبان است. سازمان‌های جامعه مدنی از این ساختار...
دیاسپورای ایرانی

جغرافیا، نسل و هویت: چرا واکنش جامعه ایرانیان مهاجر به تحولات سیاسی یکپارچه نیست؟

تحلیل گرایش‌های سیاسی ایرانیان مهاجر نشان می‌دهد که اگرچه در مقاطعی نظیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی‌ماه همبستگی بالایی میان این جوامع شکل گرفت،...
اقتصاد پلتفرمی

سازمان بین‌المللی کار معاهده‌ کارگران «پلتفرمی» را تصویب کرد

سازمان بین‌المللی کار (ILO) روز ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ نخستین معاهده جهانی برای تضمین شرایط کار شایسته در «اقتصاد پلتفرمی» یا موقتی (Gig Economy) را تصویب کرد....