چگونه در دنیای ازهم‌گسیخته، جامعه‌ای تاب‌آور بسازیم؟

جامعه

واژه جامعه معانی متعددی دارد. در سال ۱۹۵۵ جورج هیلری از نخستین روان‌شناسان جامعه، ۹۴ تعریف توصیفی برای آن ثبت کرد؛ از موجودات اجتماعی گرفته تا فضاهای فیزیکی و شبکه‌های خانوادگی. جوامع که معمولاً به عنوان ساختارهای تعامل اجتماعی تعریف می‌شوند، حول محور حس هویت مشترک، هنجارهای گروهی و تعاملات مستمر میان اعضا شکل می‌گیرند که هم جنبه ارتباطی دارند و هم جنبه مکانی؛ یعنی هم به یک جغرافیای خاص و هم به یک فضای اجتماعی اشاره می‌کنند.

جامعه امری نسبی و فرهنگی است و برای هر فرد معنای متفاوتی دارد. در گسترده‌ترین معنا، جوامع شامل خانواده‌ای که در آن متولد شده‌ایم، محل تحصیل، محل کار، محل زندگی و جایی که در آن تفریح می‌کنیم، می‌شوند. آن‌ها ماهیتی متناقض دارند: در عین ثبات و پایداری، ناملموس و همواره در حال تغییرند. جوامع موجوداتی پویا هستند. اگرچه از افراد تشکیل شده‌اند، اما از فردگرایی فراتر می‌روند و پتانسیلی فراتر از فرد را به کار می‌گیرند که نه «درون» آدم‌ها، بلکه «میان» آن‌ها یافت می‌شود. در اینجا منظور ما از جامعه، گروه‌هایی از انسان‌هاست که حول یک هویت، هدف یا تجربه مشترک متحد شده‌اند.

قدرت جامعه صرفاً حاصل‌جمع اعضای آن نیست، بلکه در روایت‌ها، داستان‌ها، آیین‌ها و سنت‌های مشترک نهفته است. امروزه حس جامعه نسبت به گذشته جهانی‌تر و عمیق‌تر شده است. اکنون این واژه می‌تواند برای خانواده، دوستان، همکاران، گروه‌های مجازی یا حتی تجربه‌هایی موقت مثل برنامه‌های همکاران آموزشی و گروه‌های اجتماعی تعریف شود. می‌توان گفت که درواقع جامعه از «محل زندگی» فراتر رفته و به افرادی تبدیل شده‌ است که در هر مرحله از زندگی دور خود جمع می‌کنیم.

علاوه بر واقعیت‌های جغرافیایی، حس جامعه یک سازه روان‌شناختی است که با سلامت روان رابطه مستقیم دارد. سیمور ساراسون حس جامعه را این‌گونه تعریف می‌کند: «این احساس که فرد بخشی از یک ساختار در دسترس، حمایتی و قابل اتکا است که در زندگی روزمره حضور دارد، نه فقط زمانی که فاجعه‌ای رخ می‌دهد.» مک‌میلان و چاویس نیز معتقدند حس جامعه، احساس تعلقی است که اعضا نسبت به هم و نسبت به گروه دارند. ایمانی مشترک به اینکه نیازهای آن‌ها از طریق تعهد به در کنار هم بودن، برآورده خواهد شد.

چرا جامعه اهمیت دارد؟

اهمیت پیوند با جامعه بارها ثابت شده است. در مطالعه ۸۰ ساله هاروارد روی رشد بزرگسالان که یکی از طولانی‌ترین پژوهش‌های تاریخ است، روابط به عنوان شاخص کلیدی سلامت و شادی فردی شناسایی شدند. پیوند اجتماعی با تجربه بالاتر سلامت روان، کاهش سطح اضطراب و افسردگی و تاب‌آوری بیشتر مرتبط است.

جوامع به ما حس تعلق و ارزشمندی می‌دهند. آن‌ها سبب می‌شوند احساس کنیم برای دیگران مهم هستیم و به ما امکان می‌دهند به زندگی دیگران ارزش اضافه کنیم. پیوند با جامعه به عنوان یک سپر در برابر انگ‌های اجتماعی، تعصب و تبعیض عمل می‌کند. 

جالب اینجاست که بقای یک جامعه به توانایی آن در ترویج همکاری و هنجارهای نوع‌دوستانه بستگی دارد که سلامت عمومی را بهبود می‌بخشد. بنابراین جوامع باید میان نیازهای اعضا و نیازهای کل مجموعه توازن برقرار کنند. وقتی این توازن برقرار باشد، پیوند اجتماعی فرد به مرور زمان تقویت می‌شود و این امر خودِ جامعه را مستحکم‌تر می‌کند.

جوامع بزرگ‌تر از مجموع اجزای خود هستند. یکی از عناصر مهم در این ترکیب، «سرمایه اجتماعی» است. خیری همگانی که به عنوان محصول جانبی روابط اجتماعی به وجود می‌آید و انجام کارهای جمعی را تسهیل می‌کند. کارکرد دیگر، «انسجام اجتماعی» است که میزان همبستگی میان گروه‌های جامعه را می‌سنجد و به نبود درگیری و وجود پیوندهای قوی بستگی دارد.

چگونه جوامع خود را بهتر کنیم؟

دلایل اهمیت پیوند با جامعه روشن است، اما این برای ما چه معنایی دارد؟ چگونه می‌توانیم از دانش روان‌شناسی مثبت برای بهبود جوامع خود استفاده کنیم؟ در ادامه سه راهکار ارائه شده است:

۱. پرورش شفقت

اولین راهکار، پرورش شفقت نسبت به خود و دیگران است. پیوند اصیل ریشه در درک وابستگی متقابل انسان‌ها به یکدیگر دارد. شفقت شبکه‌های همدلی را در مغز را تقویت می‌کند. برای ابراز شفقت به دیگران، ابتدا باید با خودمان مهربان باشیم. تمرین‌هایی مثل «خودشفقت‌ورزی» و «مدیتیشن مهربانی» (LKM) در این مسیر بسیار موثرند. مطالعات نشان می‌دهند حتی چند دقیقه تمرین روزانه می‌تواند حس نزدیکی ما به دیگران را افزایش دهد.

۲. حضور داشتن

راهکار دوم به «چگونه حضور یافتن» مربوط نیست، بلکه به «صرفِ حضور یافتن» به صورت حضوری بستگی دارد. در قرن بیست و یکم با وجود دورکاری و تماس‌های تصویری، دیدارهای حضوری به استثنا تبدیل شده‌اند. یک «لحظه انسانی» واقعی به حضور فیزیکی و توجه فکری و عاطفی هر دو طرف بستگی دارد. تعاملات حضوری سیستم ایمنی ما را تقویت و احساساتمان را تنظیم می‌کنند. سعی کنید برای این تعاملات برنامه‌ریزی کنید: در یک تیم ورزشی عضو شوید، با همسایه‌ها صحبت کنید یا حتی با فروشنده فروشگاه خوش‌وبش کوتاهی داشته باشید.

۳. شناسایی نقاط قوت

سومین راهکار استفاده از دیدگاه «توانمندی‌محور» است. ویژگی‌های مثبت اخلاقی زمانی قدرتمندتر می‌شوند که آن‌ها را بشناسیم و در زندگی به کار ببریم. این دیدگاه به ما اجازه می‌دهد زیبایی‌ها و توانمندی‌های دیگران را هم ببینیم. «یافتن نقاط قوت» در دیگران و نام بردن از آن‌ها، سبب می‌شود افراد احساس کنند به خاطر خودِ واقعی‌شان دیده و قدردانی می‌شوند. این تمرین روابط ما را به سطحی عمیق‌تر از پیوند می‌برد.

جامعه مفهومی چندوجهی است. جوامع به ما حس تعلق می‌دهند و فرصتی فراهم می‌کنند تا مفید باشیم. پیوند با جامعه ما را سالم‌تر و شادتر می‌کند و به سلامت جمعی منجر می‌شود. بهره‌گیری از بهترین جنبه‌های وجودی‌مان در قالب جامعه، چرخه‌ای از فضیلت ایجاد کرده که دنیا را به جای بهتری تبدیل می‌کند. در مقابل، گسست و بی‌اعتمادی مانع شکل‌گیری جوامع معنادار می‌شود.

ما با ساختن باکیفیت جوامع خود می‌توانیم روابطمان و در نهایت جهانمان را متحول کنیم.

منبع: Mappmagazine

درهمین زمینه

جنبش بنگلادش

شکستن زنجیرهای ترس

نگاهی به نقش جامعه مدنی بنگلادش در اعتراضات ژوئیه ۲۰۲۴ اعتراضات ژوئیه ۲۰۲۴ بنگلادش که از مطالبه اصلاح نظام سهمیه‌بندی مشاغل دولتی آغاز شد، خیلی زود...
دیاسپورای اوکراین

اوکراینی‌های اروپا چگونه از مهاجر به کنشگر تبدیل شدند؟

تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، علاوه بر معادلات ژئوپلیتیک اروپا، زندگی اوکراینی‌های ساکن خارج از کشور را نیز دگرگون کرد و بسیاری از...
جنبش سوسکهای هند

جنبش دانشجویی «سوسک‌ها» چگونه دولت هند را به عقب‌نشینی واداشت

یک توهین کافی بود تا یکی از مهم‌ترین جنبش‌های اعتراضی نسل جوان هند در سال‌های اخیر شکل بگیرد. در ماه مه ۲۰۲۶، سوریا کانت، رئیس دیوان...